من متولد اردیبهشتم
نه به آســــانــی عــاشــق می شــوم و نــه وقــتـی عـــاشقـــم.. .
به راحـــتی از آن فــــارغ می شوم...
پس حتــــی ايـن فكــــر به ذهــنت هم خطـــور نكنـــد
كه می تــواني به آســـانی عشقــت را به من ابــــراز كــنی
و مـــرا به دست آوری !!
من متـــولــــــد ارديبهشتم فـــــرمـــانـــروای احســاســـات ...
همونطــــــــوری که ارديبهشتم بودن واقعــــاً لیاقت می خواد...
بودن با ارديبهشتي هــــــا هـــم لیاقت می خواد . . .
♥ مهم نیست دیگران راجبم چی فکر میکنن
مهم اینه انقدر مهمم که راجبم فکر میکنن.....
گیرم که باخته ام!!!
اما کسی جرات ندارد به من دست بزند یا از صفحهء بازی بیرونم بیندازد.
شوخی نیست
من شاه شطرنجم...!!!
لزومي ندارد من هماني باشم که تو فکر مي کني ،
من هماني ام که حتي فکرش را هم نمي تواني بکني......
من مسئول حرفها و رفتارهايم هستم،
اما مسئول برداشت شما از آنها نيستم.
من بدبین نیستم،
فقط آدم خوشبینی هستم که خوب از اوضاع با خبر است.
تخریب میکنم آنچه را که نمی توانم باب میلم سازم
آرزو طلب نمی کنم آرزو می سازم.
همیشه بهترین ها برای من بوده و هست.
اگر مال من نشدی قطعا بهترین نبودی
من یک اردیبهشتی ام!
یک اردیبهشتی لجباز!
یک اردیبهشتی شیطون!
یک اردیبهشتی که حرف زور تو کله اش نمیره!
یک اردیبهشتی که گریه هاش واسه خودشه خنده هاش واسه دیگران!
یک اردیبهشتی که اگه اراده کنه هرچی بخواد به دست میاره!
یک اردیبهشتی که جوأب بدیت رو باخوبی میده بلکه کمی شرمنده شی بایکی دیگه این رفتارو نکنی!
یک اردیبهشتی که درعین احساسی بودن میتونه بامنطقش خلع سلاحت کنه!
یک اردیبهشتی که بابغض بقیه اشکاش صورتشو میشوره!دلش طاقت ناراحتی دیگران رو نداره!
یک اردیبهشتی که عاشق خیس شدن زیربارونه بدون احساس ذره ای سرما!
من یک اردیبهشتی ام!
عشـــــــــق واقعی هیچوقت نمیمیره
این هوس است ک کمتـــــــر و کمتـــــــــر میشه و از بین میــــــــــــــره
عشــــــــــق خـــــام و ناقص میگه"من دوســــــــــــــتت دارم چون بهت نیـــــــــــــــاز دارم"
ولی عشــــــــــــــق کامل و پختـــــــــــــه میگه "من بهت نیـــــــــــــاز دارم چون دوســــــــــــــــــــــــــتت دارم"
ســــــــــــــــرنوشت تعیین میکنه ک چه کســــــــــــــــی تو زندگیت وارد بشــــــــته
اما قلبت حکــــــــــــم میکنه ک چه کســــــــــی تو زندگیت بمونه.......!!
مـَـجــازی هـَسـتـیـمــ ،
اَمــــــــا دِلـِــمـــان مـَــجــازی نـیـسـتــ ؛
مــی شــکــنــد ....
حــَـواســتـــ بــه تــایــپ کـردنــت بـاشــد !

ب سلامتی پسری ک
رفیقش بهش گفت :
اونورو ببین ...
گفت:
من ب عشقم قول دادم چشم چرونی نکنم ...
گفت :
ن رفیق اونورو ببین اون پسره کیه با عشقت ؟!!!

خدایا
اجازه هستناصبوری کنم ؟
به خداییت قسم،
از صبوری خسته ام !
از فرباد هایی که در گلویم ماند و میماند،
از اشک هایی که شبها تنها بالشم
و تو شاهد ان هستی.
و از حرفهایی که
زنده ب گور گشت در گورستان دلم.
اسان نیست
در پس خنده های مصنوعی،
گریه های دلت را،
در پشت هزاران دروغ پنهان کنی!
خدایا ....
ارزوی پروازدارم.
صدایم را بشنو ای تنها امیدم...

دختره:
سلام عشقم کجایی؟
پسره:
سلام نفسم ،
خونم ،
خستم ،
خوابم میاد ،
دارم میرم تو اتاق بخوابم ،
تو کجایی عمرم؟
دختره:
تو پارکم پشت سرت ،
دستشو ول کن لامصب ...
من تنها کمی متفاوتم .
وقتی تمام درد های دنیا روی شانه های دخترانه ام کوه میشود،
به پهنای تمام کوهپایه های دنیا لبخند میزنم . . .

به سلامتی کسی که ......
بیخیال ،
ما که کسی رو نداریم .

این روزها نهایت شادی ام
لبخندی ست از روی اجبار ...

یاد اون روزایی بخیر
که فکر میکردم
تنهایی یعنی وقتی که فقط کسی خونه نیست...

✔ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﺩﻟﺸﻮﻥ ﻣﻴﺨﻮﺍﺩ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺳﻜﻮﺗﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﻧﺸﻜﻨﻪ . . . !
✔ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﺯﻧﺪﮔﻴﺸﻮﻧﻮ ﺑﺎ ﺩﻧﻴﺎﻱ ﻣﺠﺎﺯﻱ ﭘﺮ ﻣﻴﻜﻨﻦ . . . !
✔ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﺟﺎﻱ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯﺷﻮﻥ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ . . . !
✔ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﺩﻟﺸﻮﻥ ﻣﻴﺨﻮﺍﺩ ﻳﻜﻲ ﺭﻭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺶ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺑﺎﺷﻪ . . . !
✔ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﺩﻳﮕﻪ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﺎ ﻣﻴﺘﺮﺳﻦ . . . !
✔ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﺗﻴﭗ ﻣِـﺸـﻜﻲ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺗﻴﭙی ﺗﺮﺟﻴﺢ ﻣﻴﺪﻥ . . . !
✔ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺗﻨﻬﺎﻥ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎی ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﻭ ﮔﻮﺵ ﻣﻴﺪﻥ . . . !
✔ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﻫﻲ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﮔِـﻠﻪ ﻣﻴﻜﻨﻦ . . . !
✔ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﭘﺮﺩﺭﺩﻥ ﭼﻮﻥ ﺩﺭﺩﺷﻮﻧﻮ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻣﻴﻜﻨﻪ . . . !
✔ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﺗﻠﺨﻪ ﻭ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﺩﻳﮕﻪ ﺁﺭﻭﻣﺸﻮﻥ ﻧﻤﻴﻜﻨﻪ . . . !
✔ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻥ ﺷﺎﺩ ﺷﻦ ﻭﻟﻲ ﻫﻤﻪ ﺵ ﻓﺎﺯ ﻏﻢ ﺩﻧﻴﺎﺷﻮﻧﻮ ﻣﻴﮕﻴﺮﻩ . . . !
✔ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﺩﻟﺸﻮﻥ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﻭﻟﻲ ﺻﺪﺍﺷﻮ ﺩﺭﻧﻴﺎﻭﺭﺩﻥ . . . !
✔ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺧﺴﺘﻪ ﻥ ﻭﻟﻲ ﭼﻮﻥ ﻣﺠﺒﻮﺭﻥ ﺩﺍﺭﻥ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻴﻜﻨﻦ . . . !
✔ ﺍﻳﻦ بعضی ﻫﺎ ﻋﺠﻴﺐ ﺷﺒﻴﻪ ﻣﻨﻦ خیـــــــــــــــــــــــلی عجیــــــــــــــــــــب . . . !
معلم گفت:
فعل را صرف کن !
گفتم :
رفتم رفتی رفت
و سکوتی کلاس را فرا گرفت …
بغض گلویم را فشرد ،
بغضم را شکستم و گفتم :
دلم را شکست و رفت ،
غرورم را له کرد و رفت ،
عشقم را بی رحمانه رها کرد و رفت …
او برای همیشه رفت ، رفت ، رفت …

گفت سيگار نكش...
دردهايم را برايش گفتم
خودش كبريت كشيد...!

زل زدم ،
زل زد ...
من ب "او"
او هم ب "او"

کافه چی؟!
قهوه ام را شیرین کن!
آنروزها که تلخ میخوردم
روزگارم شیرین بود.

چه کسی بود گفت Love؟؟
ما نسلِ مجازی هستیم:
نهایتِ احساساتمان Like است....

خدایا !
میگن عادلی ...
پس چرا هوا دونفره ست و من تنهام؟؟؟؟

فقط و فقط ……..
اگر میفهمیدی…..
حرفهایم به همین راحتی که می خوانی
نوشته نشده اند!!

ذائقه ام پیر شده
17 سالگی ام ؛
طعم پنجاه سالگی دارد...

یعنی میشه
باز مثل زمان کودکی
بدون هیچ بهانه خندید؟؟؟

اعتراف تلخی ست....
اما....
مـن هـم...
در کـودکی....
هم بازی هایم را تا وقتی دوست داشتم....
که خوب می باختند....!!

نترس عشق من ...
برو...
نگران هیچ چیز هم نباش ...
من به هیچ کس نخواهم گفت ,
که مردانه
پای همه ی نامردی هایت ایـستادم ..!

داداش رفاقت تاوان داره،
منم دارم تاوانشو میدم،
زندان ک چیزی نیست،
مال مرده.
حرف اخرش این بود:
داداش حواست ب عشقم باشه.
رو کرد ب عشقش و گفت:
عشقم منتظرم باش.
ولی وقتی برگشت با بغض گفت:
سلام داداش ،
سلام زن داداش ...
ب سلامتیه اون سربازی ک
تو ایست بازرسی
شیشه مشروبو دید
ولی فقط خندید و گفت:
ی پیک هم ب سلامتیه دوست دخترم بزنید
ک امشب شب عروسیشه!


ـخیلیـ ـسختهـ
ـعشقتـ
ـزندگیتـ
ـنفستـ
ـروبروتـ ـباشهـ
ـبویـ ـعطرشو ـحسـ ـکنیـ
ـآغوشـ ـگرمشو ـببینیـ
ـاما ـمجبور ـباشیـ
ـبا ـیهـ ـبغضـ ـدردناکـ ـبگیـ:
"ـمبارکهـ ـایشالا ـبهـ ـپایـ ـهمـ ـپیر ـبشینـ"
ـچهـ ـحالـ ـمزخرفیـ ـدارمـ ـمنـ...!
ـنهـ ـمیـتونمـ ـتو ـرو ـدوستـ ـداشتهـ ـباشمـ،
ـنهـ ـغیرِ ـتو ـرو ...

ـهنوز ـمنتظرمـ !
ـوسطـ ـیکـ ـشبـ ـبارانیـ ـکهـ
ـاز ـشدتـ ـتبـ ـعرقـ ـکردهـ ـامـ
ـبیدارمـ ـکنیـ ـو ـبگوییـ :
"ـچیزیـ ـنیستـ ـخوابـ ـمیدیدیـ . . ."

آﺩﻣﺎﯼ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻋﺎﺷﻖ میشن . . .
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺮﻭﺯ ﻣﯿﺪﻥ . . .
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻬﺖ میگن ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ . . .
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ . . .
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺗﻨﻬﺎﺕ میزارن . . .
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺸﻦ ،
ﺳﺎﮐﺖ میشن ،
ﭼﯿﺰﯼ نمیگن ،
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺮﻥ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ هیچوقت ﺑﺮ نمیگردن !
همانند دلقکی ک روی صحنه
چشمش ب عشقش افتاد
ک با معشوقش ب او میخندیدند ...

آن گاه که در آغوش تو بود...
فرشتـــه اش میخواندے
حالا که در آغوش دیگریست...
فاحشه ؟
ﻫﻤﺒﺴﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺳﺖ!
ﺍﻣّﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ،
ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ، ﻫﻤﻨﻔﺴﯽ ﻫﺴﺖ ؟!

خسته ام... خسته!
باید یک به یک آرزوهایت بر باد برود،
تا بدانی وقتی میگویم خسته ام
یعنی چه!

بعضی چیزها را باید بنویسم
نه برای اینکه همه بخونن و
بگن عالیه
برای اینکه خفه نشم
همین !!

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم
در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم
منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم
سر رو شونه هایت بگذارم....
از عشق تو.....از داشتن تو... اشک شوق ریزم
منتظر لحظه ی مقدسی هستم که تو را در آغوش بگیرم
بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم
آری من تو را دوست دارم
وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم
وعاشقانه تو را می ستایم


دیگر عشقی در وجودم نیست…انگاری ک مرده ام
گوشه ی اتاقم بهترین جاست برای زانو در بغل گرفتن…
غریبه باور کن اینها جملات کلیشه ای و روزانه ام نیست…
خسته شده ام….ولی نمیدانم از چی…
زندگی آن چیزی نیست ک من میکنم….
فقط وقتی که نگـــــاهم میکنی
چنان دلـــ ـــ ـــم از شیطنــتـــ نگــــاهـــتــ می لـــرزد
که حـــــــس می کنم چقدر زیبــــــاست فـــــــــــدا شدن ...
برای چـــشـــــمـــهایی که تمام دنیــــــای مـــــن است...
ازه فهمیدم منم دروغ گویه خوبی هستم... دلم پر از غمه حالم اصلا خوب نیست... اما هرکی بهم میگه امروز چطوری؟؟؟ بهش لبخند میزنم میگم خوبم
گاهی اوقات یه کسایی دلتومیشکنن که فکرشونمیکردی یه روزی برسه که بخوان باعث اشک های چشمات بشن ،
اما چون عزیزتن میبخشیشون ولی داغ کاری که باهات کردن تاهمیشه رودلت میمونه وتا همیشه وقتی یاد ت به حرفاشون وکاراشون میفته که باهر کلمه دلتو خون میکردن، آتیش میگیری.
یا امام حسین به حق همین شب عزیزوبزرگت کمکم کن کمکم کن که بتونم ببخشم.
اری اکنون می گویم اکنون اعتراف میکنم تو بودی تو بودی کسی که زمزمه شعرهای عاشقانه وتبسم های پرشور من بودی تو بودی که یادت در شبهای تنهایی مونس من بود . ولی سالهاست که من نه حرف میزنم ونه ابراز میکنم نه عشق را ونه نفرت را بلکه فقط در خود میریزم.غم هایم را درد هایم را بی کسی ها وعاشقی هایم را میدانی چرا؟؟؟؟چون نه از این روزگار ونه ادم هایش که فقط نام ادمیت را به دوش میکشند خیری به من نرسیده همه به جای اینکه از جایم بلندم کنند زمینم زدند میترسم میترسم نتیجه اعتماد به تو هم زمین خوردن باشد. پس دیگر نپرس چرا در مقابلت این همه ساکت وبی احساس هستم .من هم احساس دارم ان هم حسی بسیار زیبا اما این روزگار وادم هایش به من ثابت کردند که قابل اعتماد وشایسته احساس من نیستند. پس برو برو و داغ دلم را تازه نکن.. من فقط خدایم را دارم فقط.....
دلم میخواهد چشم هایم را ببندم
جدیدا..هرچقدر بیشتر نگاه میکنم ،
بیشتر دلم میخواهد چشم هایم را ببندم
هرچه بیشتر گوش میکنم
بیشتر دلم میخواهد دیگر نشنوم
آدمای این روزها خودشانم نمیدانند چی میخواهند از زندگی…..
نمیشود فهمیدشان…..نمی شود!
*ﺳﯿﺮﻡ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻛﺲ ﺩﻟﮕﯿﺮﻡ*
*
*
*ﺁﺧﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﻟﮕﯿﺮﯼ ﻭ ﻏﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻡ*
*
*
*ﭘﺮﻡ ﺍﺯ ﺭﻧﺞ ﻭ ﺷﻜﺴﺘﻦ، ﺩﻝ ﺧﻮﺵ ﺳﯿﺮﯼ ﭼﻨﺪ ؟*
*
*
*ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ ﻧﻔﺴﻢ ﻫﻢ ﺳﯿﺮﻡ*
*
*
*ﻫﺮ ﻛﻪ ﺁﻣﺪ، ﺩﻝ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﻣﺮﺍ ﺯﺧﻤﯽ ﻛﺮﺩ*
*
*
*ﺑﯽ ﺳﺒﺐ ﻧﯿﺴﺖ ﻛﻪ ﺭﻭﯼ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻛﺲ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ*
*
*
*ﺗﻠﺨﯽ ﺯﺧﻢ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﻏﻢ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﻫﺎ*
*
*
*ﺍﯾﻨﭽﻨﯿﻦ ﻛﺮﺩﻩ ﺩﺭ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﭘﯿﺮﻡ*
*
*
*ﺑﺲ ﻛﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ ﻭ ﺑﯽ ﻫﻤﻨﻔﺲ ﻭ ﺑﯽ ﻫﻤﺮﺍﻩ*
*
*
*ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯾﺴﺖ ﻛﻪ ﭼﻮﻥ ﺳﺎﯾﻪ ﺑﯽ ﺗﺼﻮﯾﺮﻡ*
*
*
*ﺩﻟﻢ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ*
*
*
*ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﻟﮕﯿﺮﻡ!*

مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام ..!
مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با یــک نــگــاه ..
یـــک لبـــــخـنـــد ...
بــه بــازی میـــــگیــــری ..!
مــــــی گـــــوینــــد تـــرفنــدهـــایت ، شـــیطنـــت هــــایت ..
و دروغ هایـــت را نمــــی فهمــــم ..
مــــــی گویند ســــاده ام ..!
اما مــــــــن فـــــقــــــط دوســـتـــــت دارم ...
همیـــــــــن!
و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد ..!!

برای بعضـــی دردـ هـا نه میتوان گریــــــه کَــرد
نه میتوان فریــــــآد زد
برای بعضـــی دردـها
فقـــط میتوان
نگــــآه کَرد و
بی صـــــدا شکست
غیرتت کجاست؟؟؟

فراموش کردنت کار ساده ایه!کافیه دراز بکشم;
چشمامو ببندم و چند لحظه نفس نکشم!

شبا اس میدادی" مال خودمی "
روزا بیست بار اس میدادی" دوست دارم "
ولی قهر میکردم،قبل از اینکه بخوابی اس میدادی" آشتی نکردیمااااااا "
" هنوز قهری "
دلم تنگ شده

به اینکه راحت دروغ میگویی عادت کرده ام
ولی .... دلم میسوزه
وقتی برای اثبات دروغت ...
میگی ....
به جون تو که دوستت دارم !!!
شاید برایت عجیب ست این همه آرامشم !
خودمانی بگویم ؛ به آخر که برسی ، دیگر فقط نگاه میکنی . . .
می ترسم از اینکه
روزی
یک جایی , من و تو
خیلی دور از هم
شب و روز در آغوش یک غریبه
بی قرار هم باشیم
و بعد از هربار هم آغوشی
به یاد آغوش هم بی صدا گریه کنیم..

دلتنگی یعنی اینکه ..
بشینی با یادش به خاطراتت فکر کنی ...
اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت
ولی چند لحظه بعد ..
شروع اشکهای لعنتی ...
اما نمیزارم تصورت از من فقط رو تخت باشه
گاهي سخت مي شود …
دوستش داري و نمي داند
دوستش داري و نمي خواهد
دوستش داري و نمي ايد
دوستش داري و سهم تو از بودنش
فقط تصويري است رويايي در سرزمين خيالت
دوستش داري و سهم تو
به تو میسپارمش.....
امّا یه خواهشــــی ازت دارَم... !
یه روزی...
یه جایی...
بغل یه غریبه...
"مســــــــــت مست" بدجـــــــوری یاد مَن بندازش...
در کنار من نشستی ... دور دور از دیگران
سرنوشت این بود ... اما پس نکش با من بمان
دست سردم را دوباره توی دستت جا بده
آن وجود گرم را پنهان نکن یکجا بده
آسمان تا آسمان کولی کشان باد را
می روم تا بینهایت این همه بیداد را
من تو را گم کرده ام در مثنوی، گیجم هنوز
این همه آن چشمهایت را به چشم من ندوز
تو شکایت که: چرا این نیست آن یک هست که؟
من به تو گفتم دوباره: مصلحت این است که
تو نمیخواهی بفهمی معنی این جمله چیست؟
هیچ کس را هیچ وقتی تو نمیفهمی که کیست
...
این روایت را ادامه می دهم من خسته تر
چشم خواب آلوده تو می شود هی بسته تر
زندگی دارد کنار مرگ می رقصد نخواب
یک نفر این جا به حد مرگ می نوشد شراب
یک نفر این جا کنار یک نفر زانو زده
شب که گویا تا ابد در آسمان پهلو زده
باد می آید ولی آهسته می نالد که من
بشنوم این شیونش را تسلیت گوید به من
خاطری غمگین و محزون می شوم از رفتنت
چشم امیدی به در، در حسرت برگشتنت
سبزی فصل بهاری که زمستانی شده
پا ی بست خانه ای که رو به ویرانی شده
یک زمستان سراسر برف و من یک بچه موش
می کشم سنگینی این برف را بر روی دوش
■
در کنار من نشستی ... دور دور از هر غمیم
سرنوشت اما ... حسادت می کند که باهمیم
خیلی سخته...
که مرهم درد دل آدم ها باشی اما تو
سینه ات یه بغض سنگین پنهان کرده باشی...
خیلی سخته...
که همیشه برای دیگران روی لبهات خنده
باشه اما غم و غصه موهات رو سفید کرده باشه...
خیلی سخته...
که برای همه پیام امید باشی اما از دست
روزگار خسته شده باشی...
شکـــ نکـــــن !
آیــ●ــنده اے خوـاهــم ساختــــ کــه
گذشتـــه ام جلویش زآنــو بـــزند !
قـــرآر نیستــــ مـــن هـــم دلِ کَسِ دیگـــری را بسوزانـَــم !
برعکـــس کســے را کــه وارد زندگـــیم میشود
آنقـــــدر خــــوشـــبـ ♥ــتـــــ میکنــم کـــه
بـــه هر روزے کـــه جاے " او " نیستــــے
بـــه خودتـــــ لعنتـــــ بفرستــــے! لعنتیـــ !!!
.
دلخوری هـــــــامـــــــان،
.
دلـــــــتنگی هـــــــامـــــــان،
.
و تمـــــــام اشکـــــــهای مـن
فقط بگو
. .
.
.
.
.
.
.
با او چـــــــگونـــــــه ميگـــــــذرد؟
کــــــه با مـن نمی گذشت
سخت است حـــرفت را نفهمند،
سخت تر این است که حــــرفت را اشتباهی بفهمند،
حــــالا میفهمم، که خـدا چه زجــــــری میکشد
وقتی این همه آدم حـــرفش را که نفهمیده اند هــــیچ،
اشتباهی هم فهـــمیده اند.
سخته ... درد داره
ساعت 01:00 شب وسط کلی لوس بازیای عاشقونه
و هزار مدل قربون صدقه های از ته دل
یه sms بهش میدی با این مضمون
"aziizam esheghetam"
یک دقیقه بعد ..
دو دقیقه یعد......
سه دقیقه ....
دقیقه ها پشت هم میگذره و تو منتظری
اونم بهت بگه "man bishtar"
اخه قبل اینکه شبا باهاش حرف نزنی خوابت نمیبره
نگران میشی ...
بهش زنگ میزنی
داغون میشی...
خورد میشی ...
پیر میشی...
قلبت ب درد میاد...
دستات به لرزه میوفته....
بغض راه نفستو میگیره ...
اشک تو چشمات حلقه میزنه
فقط با شنیدن این صدا :
"مشترک مورد نظر در حال مکالمه است"
لحظهی بغـض نـشد حفــظ کنم چشــمم را
در دل ابـــر، نگــهـــداری بـــــاران سخت است
زیـر بــاران که به من زل بزنی خواهی دید
فن تشخیص نم از چهرهی گریان، سخت است
امروز به “آنهایی” می اندیشم که روی “شانه هایم” گریه کردند
و نوبت “من” که شد “شانه ” خالی کردند !!!
دوستت دارم هایت را باور می کنم
درست مثل امضای آخر نامه هایت که می گویی خون است…
اما طعم آب انار می دهد
آنکه می رود فقط می رود ولی آنکه می ماند درد می کشد ، غصه می خورد ، بغض می کند ، اشک می ریزد و تمام اینها روحش را به آتش می کشد و در انتظار بازگشت کسی که هرگز باز نخواهد گشت آرام آرام خاکستر می شود …
آری ، این است خاصیت عشق یک طرفه …
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧد ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻗﻬﺮ و نامهربانیﺷﺎﻥ را !
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺪﺭﺷﻨﺎﺱ ﻣﺤﺒﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭ ﻣﺤﺒﺘﺖ !
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺳﺨﺖ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻨﺖ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ !
گاهی دیدن یک عکس دو نفره تو رو یاد اون نمی ندازه !
تورو یاد خودت می ندازه . . .
که چقدر شاد بودی ، که چقدر خندون بودی ، که چقدر جوون بودی !
گاهی آدم ها دلشون فقط برای خودشون تنگ می شه . . .
دلم واسه خودم تنگه . . .
ما به هم نمی رسیم !
اما بهترین غریبه ات می مانم ، که تو را همیشه دوست خواهد داشت . . . !
درد ، مرا انتخاب کرد . . .
من ، تو را . . .
تو رفتن را . . .
آسوده برو ، دلواپس نباش . . .
من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم . . .
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ
ﯾﮏ جایی
به ﯾﮏ ﻫﻮﺍﯾﯽ
ﺑﺮمبگردد !
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺴﺖ !
ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ !

رد پاهایم را پاک می کنم
به کسی نگویید
من روزی در این دنیا بودم.
خدایا می شود استعـــــفا دهم؟!
کم آورده ام …!گاهی بی صدا نگاهت میکنم …
مرا ببخش برای این نگاه های پنهانی ،
شاید اگر بغضم فرو نشیند
صدایت کنم …
از روزگار پرسیدم با آنهایی که با زندگی و احساساتم بازی کردند چه کنم؟
گفت آنها را به من واگذار کن که چرخ روزگار، بالا و پایین بسیار دارد…
تسبیحی بافته ام
نه از سنگ
نه از چوب
نه از مروارید
بلور اشکهایم را به نخ کشیده ام تا برای شادمانیت دعا کنم !
پسری دخترزیبای رادید وعاشق اوشد.چند ساعتی باهم قدم زدند که ناگهان بنزگران قیمتی جلوی پای دختر ترمز زد.دختر به پسر گفت خوش گذشت ولی نمیتوانم تا اخرعمر پیاده باشم.بای.سوار ماشین شد و راننده گفت خانوم لطفا پیاد بشید من راننده این اقا هستم.!
گاهی میگویند دوستت دارم و زودتر از آنکه بفهمی بره ای . میدرند خاطراتت را . . .
و تو میمانی باتنی که بوی گرگ گرفته . . .
لج میکنم . . .
بد اخلاق میشم !
نه چیزی میبینم ،
نه چیزی میشنوم ،
نه چیزی میگم !
دست خودم که نیست
تو که نباشی ، زندگی باید به کامِ من تلخ بشه
عادت دارم هر روز جای انگشتانم را از روی صفحه گوشی پاک کنم !
آخر نوازش کردن عکس هایت عادت من است . . .
هربار که میخواهم سمتت بیایم یادم میفتد که دلتنگی بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست
ای روزگار
من راههای نرفته بسیار دارم . . .
اما با تو یکی ، زیاد راه آمده ام . .

آرام میروم ، آنچنان آرام که ندانی کی رفته ام اما وقتی جای خالیه مرا ببینی آنچنان سخت رفته ام که تمام عمر زمان رفتنم را فراموش نکنی
گل گرفته ام تا اطلاع ثانوی در قلبم را ، لطفا نگوید کسی “ دوستم داشته باش ”
این یک قلم جنس را نداریم . . .
تمام شد . . .
من تعطیلم
خدایا . . .
بهم کمک کن فراموشش کنم . سخته نتونم باهاش حرف بزنم و فقط از دورادور حرفاش رو ببینم . چرا دنیا اینطوریه. مگه چی میشد من با او دو تایی بازم حرف بزنیم . این چه احساسیه که من دارم
آخه تو که از دستش ندادی
تو که آغوشش رو داری
تو که گرمی دستاش رو داری
تو که چشات می بینتش
تو که گوشات صداشو میشنوه
پس الکی نگو درکت می کنم
غربت یعنی
به دنبالِ کسی گشتن
و همه را شبیه او دیدن
همه را با او مقایسه کردن
و به همه لبخند زدن
و پیش ِ همه بغض کردن
و باز
و همیشه
به دنبال او گشتن . . .
خدایا . . .
مى خواهم اعتراف کنم !
خسته ام . . .
من امانت دار خوبى نیستم . . .
“ مرا ” از من بگیر . . .
مال خودت . . .
من نمى توانم نگهش دارم . . .
یا اون شبها بخیر
که تا صبح اس ام اس بازی میکردیم و تو آخرش مینوشتی :
کاش الان پیشم بودی . . .
هیچکس بعد هیچکس نمرده ولی خیلیا بعد از خیلیا دیگه زندگی نکردن …
اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست خیال توست !
روزگار با ما خوب تا نکرد ، ما را خوب “تا” کرد …
ولی تو با همه فـــرق داری
آخـه یه ضرب المثلی هست که میگه:
کــــار را آن کرد که تمــــام کرد…
آنقدر بی ارزشی که خیلی ها اندازه تو هستند . . .
دانه هایی از عشق کاشتم و خوشه هایی از غم برداشتم
خیانت ، تکرار و رویش نفرت . . .
من از عشق گفتم
تو مدل ماشینم را پرسیدی
من از محبت گفتم
تو محل زندگیم را پرسیدی
من از دوست داشتن گفتم
تو وضعیت حسابِ بانکیم را جویا شدی
من از ارزش ها گفتم،ارزش هایی که قیمت ندارند،امّا تو
تو قیمت ارزش ها را با آهن و کاغذ برابر کردی . . .
جدایی نادر از سیمین “اسکار” میگیرد و جدایی تو از من “جانم” را …
همیشه بهت میگفتم دلم میخواد خوشحالت کنم ، چه کنم که حالا دلیل خوشحالیت نبودن منه …
کوچک که بودم کشتی هایم که غرق می شد سریع برگی از دفتر مشقم می کندم و دوباره یکی عین آن را می ساختم !
حالا ولی روزهاست که کشتی هایم غرق شده و تنها در حسرت آنم که چرا دیگر دفتر مشقی ندارم ؟!
شیشه های خانه ها را دستور دادند دوجداره باشد ، دیگر وقتی باران می بارد صدایش شنیده نمی شود …
یاد اشکهای بی صدای خودم افتادم !
لرزشی روی میز کنار تختم میفتد …
از این صدا متنفر بودم اما …
چشم هایم را میمالم …
new message …
تا لود شود آرزو می کنم … کاش تو باشی …
سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود !!
یــــــــک روز
به خودت می آیـــــی
آن روز می فهمـــــی خــــــودت را
به پـــــای کســـی کـــــه هیـــــچ وقــــت
پیـــــشت نبـــــــوده ، پیـــــر کــــردی …
هر آهنگی که گوش میدهم
به هر زبانی که باشد
بغضم را میشکند …
نمی دانم
بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است
وقتی کسی نیست
که به دادت برسه
داد نزن
شاید از سکوتت بفهمند
که چقدر درد و غم تو وجودته !!!
آنـقـدر دلـم از رفـتـنـت بـــــد شکـسـت کـه نـمـیـدانـم وقـتـی بـیـایـی،
کـدام تـکـه اش خـوشـحـال خـواهـد شـد!
و هر سازی که می بینم بد آه نگ است
بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ استگاه با یک گل سرخ ، گاه با یک دل تنگ ، گاه باید رویید در پس این باران
گاه باید خندید بر غمی بی پایاناگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی وفای بی مروت غمم دادی و غمخوارم نکردی سروکارت به فردای قیامت
گفته بودی : یا تو یا هیچکس!!!! ولی من ساده انگار فراموش کرده بودمکه این روزها هیچکس هم برای خودش کسیست. کسی حتی مهم تر از من !!
فاصله ها هرگز مانع فراموش کردن بهترین هایمان نمیشود
مهم قلبهایمان است که از پشت فاصله ها برای بهترین هایمان می تپد...
تمام روز و شب با بیقراری به شوق روی تو بیدار هستم
اگرچه بی غرورم زنده اما به شوق لحظۀ دیدار هستم !
روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم ، حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد . دروغ حیله گر لباسهای او را پوشید و رفت . از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است ، اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود
دروغ گفته ام
مــن می بافم ...
تــو می بافی ...
مــن برای تــو کلاه
تا سرت را گرم کنم ...
تــو برای مـن دروغ
تا دلم را گرم کنی
جز من اگرت عاشق و شیداست بگو
ور میل دلت به جانب ماست بگو
ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو،نیست بگو،راست بگو...!
خدایا تورو قسم میدهم،به انچه که قسمتم نیست....
عادتم نده!!!
دوستت دارم هایش را پس میدهم...
بر دلم سنگینی میکند این همه دروغ...!!
خواستم هرچه را که بوی او میدهد بسوزانم اما جانم آتش
گرفت!!!
میگویند قسمت نیست حکمت است!
خدایا من معنی قسمت و حکمت را نمیدانم..
.
اما تو معنی طاقت را میدانی ...
مگرنه؟؟؟
درد است...
کسی تنهایت بگذراد که به جرم بااون بودن همه تنهایت
گذاشتند...!
چه حماقتی...از من یاد نمیکند...
وچه احمقانه میخواهمش!
چه غرور بی غیرتی دارم...!
آدم است دیگر...
گاهی اوقات حتی دلم برای نامردی هایش تنگ میشود...!
تشنگی بهانه بود...؟آب را با لیوان تو میخواستم!!!
بیا و در هم بشکن لحظه ای که با یاد من می گذرد...
محو کن خیالم را در پس این بی رنگی...
حل کن احساس مرا در زلال چشمه...
گم کن پنجره نگاهم را...
بگذار رها شوم...
نمی خواهم یاد من، مرا در ذهن کسی زنده کند....
می خواهم در سردی خاک، گرمی این تن، بمیرد...
بمیرد...
بمیرد...
اگه خیانت نکردم، فکر نکن نمیتونستم،
اتفاقا خیلی ها دور و برم بودن...
اگه خوب بودم، فکر نکن خوبی از خودت بود، خوبی تو ذاتم بود...
اگه بردمت بالا، فکر نکن چیزی بودی، میخواستم هم قد خودم شی...
اگه تک پر نبودم، فکر نکن پریدن بلد نبودم، فقط میخواستم با تو بپرم...
اگه دلمو فقط به تو دادم،فکر نکن تو عالی بودی، دلم راضی نمیشد...
اگه واسه دیدنت لحظه شماری میکردم، فکر نکن خیلی شاخ بودی، به دلم که تنگ بود احترام میزاشتم...
اگه...
اگه...
اگه...
اگه...
خلاصه اگه حالا دارم فراموشت میکنم، فکر نکن واسم آسونه...
چه مغرورانه التماس كردیم چه مغرورانه از هم گریختیم
غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند
هدیه شیطان را به هم تقدیم كردیم
هدیه خداوند را از هم پنهان كردیم
________________________________________________________________________________
گاهــــــــــــــی دِلـــــــم
تفــــــــــــریح ناسالم می خــــــــــــواد
مثــــــــــــــــل فکر کــــــــــــردن به تـــــــــــــــــو !
________________________________________________________________________________
دلم واسه روزایی تنگ شده که هیچکی رو دوس نداشتم ...
چه خوب بود اون بی خیالی ها
________________________________________________________________________________
فــرامـوشــتـــ ـــــ کـردم
دیـگـر پـشـتـــــ هـیـچ پـنـجـره ای در انـتـظـارتـــــ ـــ نـیـسـتـم
فـقـط شـایـد بـعـدهـا بـا لـبـخـنـدی تـلـخ
یـادتــــــــ کـنـم . . .
________________________________________________________________________________
دلم میخواد فریاد بزنم بگم : من مترسک خاطرات تو نیستم ...
درست مثل دیوانه ای که اصرار دارد بگوید : من دیوانه نیستم !
راستی ! گفته بودم ؟ “من دیوانه نیستم”
________________________________________________________________________________
همیشه
. خاطره ای هست
.
که نفس آدم را برای لحظاتی می گیرد..!!
________________________________________________________________________________
میمیرَم اَز تصـَور انگشتــآنت در بیـنِ مـوهآیش !
دیگـر نیستـی بـرآی نوآزش موهآیـم ..
خیآلی نیست !
اَز تَـه میزنمِشآن ..
________________________________________________________________________________
آن وقـت می تـوانستـم
دلتـنگی هایـم را
بـر گردن غـروبـش بیـانـدازم ....
________________________________________________________
من عاشقانه هایم را
روی همین دیوار مجازی می نویسم !
از لج تـو . . .
از لج خـودم . . .
که حاضر نبودیم یک بار
این ها را واقعی به هم بگوییم. . . !
دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد
نه التـــمـاس هـــایم را
و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را…
به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی
درخـتـی از غــــرور کـاشـتم…

داریم جایی زندگی میکنیم که . . .
هرزگی مد . . .
بی ابرویی کلاس . . . مستی و دود تفریح . . .
دزد بودن و لاشخوری و گرگ بودن رمز موفقیت . . .
وقتی به اینا فکر میکنم میبینم دنیای ما از جهنم هم بدتره . . .
یاد گرفتم وقتی ارزش ها عوض میشن . . . .عوضی ها با ارزش میشن . . .
_____________________________________________________________________________
عشقه من . . .
از تو دلگیر نیستم . . .
از دلم دلگیرم که بی وفاییهایت را صبورانه تحمل میکند . . .
____________________________________________________________________________
“کنج گلویم قبرستانی است پرازاحساسهایی که زنده بگورشده اند،
به نام بغض….”
عشق گم شده من..
نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند،وآدمهائی که هرگز
تکرارنمی شوند….
وتو آنگونه ای…
فقط همین…
________________________________________________________________________________
عشق من . . .
کاش بودی . . .
وقتـی بغض مـی کردم . . .
فقطـ بغلم مـیکردی و مـیگفتـی . .
ببینم چشمـــــاتو . . . منـــــو نگاه کـن . . .
اگه گریــه کنـی قهـــــر مـیکنم میرمـــــا . . .!
کاش بودی لعنتی . . .
________________________________________________________________________________
خوابم نمیبرد…
به هیچ چیز فکر نمیکنم…
جز “او” و میدانم که خواب است…
و قبل از بسته شدن چشمهایش
به همه چیز فکر کرده است…
جز “من”……!!!
________________________________________________________________________________
آدمها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر . . .
اگر کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی آنها را شکسته ای . . .
و اگر بیشتر از آن حسابشان کنی آنها تو را می شکنند . . .بین این آدم های آدم باید عاقلانه زندگی کرد نه عاشقانه . . .
__________________________________________________________________________________
عشق گشتن توی خیابون های با کلاس نیست . . .
عشق حرف زدن های شبونه نیست . . .
عشق پیچوندن کلاس و رفتن پی هوس نیست . . .
عشق رابطه داشتن بی اساس نیست . . .
عشق یعنی اینکه با یک نفر باشی . . .
اینو بفهم عزیز لعنتی ام . . . مابقی عشق نیس . . .
________________________________________________________________________________
عشق من . . .
ما بدهکاریم به هم . . .
به تمام دوستت دارم های ناگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماند و انها را بلعیدیم . . .
فقط و فقط برای اینکه نشان دهیم منطقی هستیم . . .
_________________________________________________________________________________
عشق من . . .
عشق اون نیست که در اوج رابطه پاک بمونی . . .
عشق اینه که در اوج اختلاف خیانت نکنی . . .
_________________________________________________________________________________
خدایا . . . .
الودگی آدمها از حد گذشته . . .
چند روزی دنیا را تعطیل نمیکنی . . . .؟
_______________________________________________________________________________
میدانی رفیق . .
بعضی زخم ها هست که هر روز صبح باید روشونو باز کنی . . . نمک بپاشی . . .
تا یادت نره دیگه سراغ بعضی ادمها نری . . .
__________________________________________________________________________________
نامش را هرچه میخوای بگذار
تعصب
غیرت
حسادت
من نامش را عشق میگذارم
ودلگیرمیشوم ازبعضی آدمها
که تورا ازان خود میدانند
توفقط به من تعلق داری
شادیت شادی من است
وجودت گرمابخش زندگیم
وتنت پاسخ تمام خواهشهای من
من تورا باهیچ کس تقسیم نخواهم کرد
این نامش عشق است
تونامش راهرچه میخواهی بگذار
_________________________________________________________
ازدستش عصبانی هستی
هرچی باهات حرف میزنه خودتو به نشنیدن میزنی
بعد صدات میکنه چندین بار
نگاهش نمی کنی فقط بهش میگی که باهاش قهری
بلند میشه ازپشت بغلت میکنه توچشمات نگاه میکنه اولش خیلی جدی اما وسطاش خندش میگیره و میگه
توغلط میکنی بامن قهرکنی
ازلحن صداش خندت میگیره
همین برای خوشبخت بودن کافیه اینکه بهت نشون میده طاقت نداره صداتو نشنوه
_________________________________________________________________________________
راه بدی را انتخاب کرده بودم برای نگه داشتنت ...!
صداقت ؛
مهربانی ؛
زیاد به “تو” توجه داشتن ؛
و خیلی حماقت های دیگر …
این روزها ، هرچه خائن تر باشی ،
دوست داشتنی تری …
_______________________________________________________
جسارت میخواهد
نزدیک شدن به
افکار دختری که روزها مردانه
با زندگی می جنگد
اما شب ها…
بالشش از هق هق دخترانه اش خیس است
________________________________________________________________________________
عشق من . . .
از “نبودنت” دلگیر نیستم…
از اینکه روزگاری “بودی”، دلگیرم
_________________________________________________________________________________
عشقه من . . .
نوازشگر خوبی نبودی
ســـــــــــفید شده
تار مویی را که قســــــــــــم خوردی با دنــــــــــــــــــیا عوضش نمیکنی…
_________________________________________________________________________________
درســت زمانی که ســرت جــای دیگری گــرم است
دل مـــن همینــــجا یـــــــــخ میـــــزنــد !
چه فاصــله زیــادی است از سـر تـو تا دل مــن . .
__________________________________________________________________________________
برچسبها: جملات عاشقانه زیبا , متن عاشقانه , جملات احساسی , شعرعاشقانه , متن غمگین
نه زیبایم . . . نه مهربان . . .
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست . . .
فقط برای خودم هستم . . . خوده خودم . . .
صبورم و سنگین . . .
سرگردان . . .
مغرور . . .
قانع . . .
با یک پیچیدگی ساده . . . و مقداری بی حوصلگی زیاد . . .
برای تویی که چهره را میپرستی نه سیرت آدمی را . . .
هیچ ندارم . . .راهت را بگیر و برو . . .
حوالی ما توقف ممنوع است . . .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عشق من . . .
مست بودم اما پست نیودم . . .
سر کار بودم اما سربار نبودم . . .
بیکار بودم اما بی عار نبودم . . .
بی کس بودم اما با کس نبودم . . .
شاید بی صفا بودم اما بی وفا نبودم . . .
همش دلتنگ بودم اما دل سنگ نبودم . . .
خلاصه کنم عزیز لعنتی ام . . .
من مرد نبودم اما . . .نامرد هم نبودم . . .
میدانی رفیق . . . .
سردش بود . . .
دلم را برایش سوزاندم . . .
گرمش که شد با خاکسترش نوشت :
خداحافظ . . .
و رفت . . .
برایمن مهر در نگاه توست . . .
نه اول پائیز . . .
________________________________________________________________________________
به همه چیز عادت می کنیم
به داشته ها و نداشته هایمان
خیلی طول نمی کشد که
جلوی آینه زل بزنی به خودت
موهایت را کنار بزنی
و با خودت بگویی
اصلا مگر داشتی اش
مگر از اول بود ؟!
که بودن و نبودنش مهم باشد …
______________________________________________________________________
بدی هاش یادت میره
نامردیش یادت میره
بی محبتی و رفتارسرد و تلخش یادت میره
وقتی با بیرحمی تنهات گذاشت یادت میره
فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه...!
_________________________________________________________________________________
اسم های مجازی
تصویر های مجازی
مشخصات مجازی
و در بین این همه چیزهای مجازی
تنها یک چیز حقیقت دارد
تنهایی من...
_________________________________________________________________________________
و محکم میفشاری اش به خـودت.....زل میزنی!!!
و به چشـمهایش خیره میشوی...به نگاهـش
آرام میگویی:با من بازی نکــن.
و او .......
و او درسـت همین کار را میکند!...!!
از آجیل سفره عید چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند ، خورده شدند
آنها که لال مانده اند ، می شکنند
دندانساز راست می گفت
پسته لال ، سکوت دندان شکن است
*****************
من تعجب میکنم که چطور در روز روشن دو ئیدروژن با یک اکسیژن
ترکیب می شوند و آب از آب تکان نمیخورد !
****************
بهزیستی نوشته بود :
شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد
شیر مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد
پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم
اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم ریاضی عزیزم
که همیشه میگفت : گوساله ، بتمرگ !!!!؟؟؟؟
**************
با اجازه محیط زیست در دریا دکل می کاریم
ماهی ها به جهنم ! کندوها پر از قیر شده اند
زنبورهای کارگر به عسلویه رفته اند ، چه سعادتی !
داریوش به پارس می نازید ، ما به پارس جنوبی !
*************
رخش ، گاری کشی میکند
رستم ، کنار پیاده رو سیگار میفروشد
سهراب ته جوب به خود میپیچد
مردان خیابانی برای تهمینه بوق میزنند
ابولقاسم ، برای شبکه سه سریال جنگی می سازد
وای...................
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند !!
************
صفر را بستند
تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم
این جهانی که همش مضحکه و تکراره
تکه تکه شدن دل چه تماشا داره
گاهی از دور میبینمت و مطمئن تر میشوم
که “دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست”
هیچ چیز...
بهار

شاید آرام تر میشدم...
فقط و فقط...
اگر میفهمیدی.....
حرفهایم به همین راحتی که...
می خوانی نوشته نشده اند...

کاش، به همان اندازه ای که از حرف مردم میترسیم
از تو می ترسیدیم ...
که اگر اینگونه بود دنیای ما دنیای دیگری بود
و آخرت ما آخرت دیگری ...
کاش ...
مرا یاد نمی کند و باز دلم بی رحمانه می خواهدش
چه غرور بی غیرتی داری ای دل من...
یادمان باشد
وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم
در برابرش مسئولیم...
در برابر اشکهایش
شکستن غرورش
لحظه های شکستنش در تنهایی
و لحظه های بی قراریش
و اگر یادمان برود
در جایی دیگر
سرنوشت یادمان خواهد آورد
و این بار ما خود فراموش خواهیم شد
اگر نميتواني شاه راه باشي، كوره راه باش،
اگر نميتواني خورشيد باشي، ستاره باش،
با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند
هر آنچه كه هستي، بهترينش باش...
بغض بزرگترین نوع اعتراض در برابر آدم هاست
اگر بشکنه دیگه اعتراض نیست
التماسه...!!
غـــمـــگیـــنـــم…
هـــمـــاننـــد دلـــقـــکـــی کـــه روی صـــحـــنه چشـــمـــش
بـه عـــشـــقـــش افتـــاد کـــه بـــا معـــشـــوقـــش
بـــه او میـــخـــنـــدد…

چشمه ی آب ، کوزه ی سنگین ، راه طولانی !
آب را که لوله کشی کرده اند همه چیز خراب شده !
((بهار))

واژه عشق چه هرزه رفته ! ! !
. . . این روزها هر احساس بی سروپایی را . . .
. . . . عشق می نامند . . . .
دستگاه مشترك مورد نظر ،
از دست " دوستت دارم " های دروغ تو خاموش است ؛
لطفا دیگر تنهایش بگذار !!!
((مجید))


زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
سهراب سپهری
نصیحت نوشت ♣
همانطور که گل سرخ رو
با خارش دوست داری
دیگران رو هم با عیوب آنها ، دوست بدار
زندگی سیبی است
گاز باید زد با پوست!
چقدر گرفته دلت ،مثل آنکه تنهایی
چقدر هم تنها
خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستی
دچار یعنی؟
عاشق
وفکر کن که چه تنهاست،اگر که ماهی کوچک
دچار آبی دریای بیکران باشد
چه حس نازک غمگینی!
وغم اشارت تلخی به رد وحدت اشیاست
(سهراب)

میگذرد روزی این شبهای دلتنگی
میگذرد روزی این فاصله و دوری
میگذرد روزهای بی قراری و انتظار
میرسد همان روزی که به خاطرش
گذراندیم فصلها را بی بهار
و از ترس اینکه بهم نرسیم
شب تا صبح را اشک میریختیم
سخت است...
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری
و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است
و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد
و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟
این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
......
ایستادن اجبار کوه بود،
رفتن سرنوشت آب
افتادن تقدیر برگ
و صبر پاداش آدمی...
پس بی هیچ چشم داشتی
حراج محبت کنیم که
همه ی ما خاطره ایم!
کلمات کلیدی & برچسب ها :عاشقانه ترین وبلاگ,عاشقانه ترین وبلاگ جهان,عاشقانه ترین وبلاگ دنیا,عاشقانه ترین وبلاگ ایران,زیبا ترین دل نوشته ها,زیبا ترین دل در وبلاگ,نوشته های عاشقانه و غمگین,زیبا ترین دلنوشته های,وبلاگ عاشاقانه,عشق,عـشق,عـشـق,بهترین وبلاگ عاشقانه,وبلاگ شکست عشقی,شکست عتشفی,غـــــــم,شعر های عاشقانه,شعرهای عاشقانه دردناک,زیباترین شعر های عاشقانه,شعر عاشقانه زیبا,عکس های عاشاقانه,عکس عاشقانه,بهترین عکس های عاشقانه,گالری بهترین عکس های عاشقانه,گالری عکس عاشقانه,بهترین عکس های عاشقانه,عشق و حسرت,حسرت دوری,عشق دروغ,یالان دنیا,عشق دروغین,عشق بازی,لاو بترکون,عکس های لاو بترکون +18,eshgh,weblog asheghane,eshgo asheghi,asheghane tarin webloge jahan,andoh,gham,hasrat,dard,shekaste eshghi,zajre eshgh,
گاهی تنها بودن بهای ادم ماندن است...
اما دگر تنها ماندن بس است و من ادم شدم..
اکنون در خلوت تنهایی ام برای نبودنت
میگریم...
ای عزیز جان من!
من برای مرگ خود یک بهانه میخواهم …
یک بهانه پوچ عاشقانه میخواهم!
از غمی که میدانی با تو بودنم مرگ است
وبی تو بودنم هرگز!
گر بهانه این باشد،
من بهانه میگیرم …
عاشقانه میمیرم!
عاشق شده یی ای دل غمهایت مبارک
زنجیر جنون ای دل در پایت مبارک
از دیده گهر ریزی از سینه شرر ریزی
لعل و گوهر و یاقوت از خون جگر ریزی
دارا شده یی ای دل دنیایت مبارک
گه عاقل و فرزانه، گه بیخود و دیوانه
گه دیر و حرم گردی، گه بر در بتخانه
حانز شده یی ای دل عقبایت مبارک
از درد نهان سوزی از ناله جهان سوزی
گاه خنده کنی چون گل، گاه همچو خزان سوزی
پیدا شده یی ای دل احیایت مبارک
برای دیگران تنـهـا یک نامی
و تنهـا نامت بـرای من یک دنیا!
دنیـای کــوچکی ست!
خلاصه شده در چهار حرف...
خورشید بتابد یا نتابد،
ماه باشد یا نباشد،
شب و روز من یکی شده ،
فرقی ندارد برایم ،
همه چیز برایم رویا شده ،
عشق تو برایم آرزو شده ،
به رویا وآرزو کاری ندارم ،
حقیقت این است که
دوستت دارم!
به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی است ،
بی تو دنیای من ای دوست پر از “تنهایی” است،
امان از دلی که دلبر ندارد
آنکه می رود فقط می رود
ولی آنکه می ماند درد می کشد،
غصه می خورد،
بغض می کند،
اشک می ریزد و تمام اینها روحش را به آتش می کشد
و در انتظار بازگشت کسی که هرگز باز نخواهد گشت
آرام آرام خاکستر می شود …
آری ، این است
خاصیت عشق یک طرفه …
چقدر تازگی دارد برایم...
روزهایی که به امید آمدن کسی دل خوش نیستم...
و شبهایی که از نیامدنش دلگیر نمیشوم!!!
بی کسی هم عالمی دارد...
همیشه دروغ گفتن تلخ نیست....!
بهم بگو دوسم داری......
حسادت می کنم به تو… !
که آسان ، که آسوده فراموش میکنی اما فراموش نمی شوی …
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده
فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...
اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم
باور نمیکنم اینک بی توام
کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی
تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ،
تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم
در حسرت چشمهایت هستم ،
چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده
در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ،
هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت...
میدانستم عاشق بارانی ،
آنقدر اشک ریختم تا خورشید بتابد بر روی سیل اشکهایم ،
تا اشکهایم ابر شود و باران ببارد این اشکهای من است
که بر روی تو میبارد آسمان با دیدن چشمهای من می نالد
عشق همین است و راه آن نفسگیر باز هم میخواهم عشق را با تمام دردهایش،
دردهایی که درد نیست چون دوایش تویی خیالی نیست دلتنگی ها و بی قراری هایش،
چون چاره اش تویی عزیز من تویی، در راز و نیازهایم تنها تویی با تو بودن یعنی همین ،
یعنی من عاشقم بیشتر از تمام عشقهای روی زمین عزیزم خیلی دوستت دارم ،
تنها همین احساس است که در دل دارم این کلام جاودانه را از من بپذیر ،
در روزی که قلبم درونش غوغاست ،
این احساس صادقانه را از من بپذیر ،
در روزی که حال من حال خودم نیست
به من می گفت: انقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر، میمیرم...
باورم نمی شد... فقط یک امتحان ساده به او گفتم بمیر...
سال هاست درتنهایی پژمرده ام...
کاش امتحانش نمی کردم...
کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد.
کاش میشد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد.
کاش می شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد.
کاش می شد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد...
برای خودت زندگی کن...
کسی که تو را دوست داشته باشد با تو می ماند...
برای داشتنت می جنگد...
اما اگر دوستت نداشته باشد به هر بهانه ای میرود...!!!
نـﮧ نمـﮯدآنـﮯ !
هیچکس نمـﮯدآند. . .
پشت این چهره ی آرام در دلم چـﮧ مـﮯگذرد...
نمـﮯدآنـﮯ !
کسی نمـﮯدآند. . .
این آرامش ظاهــر و این دل نـا آرام ،
چقدر خستـﮧ ام مـﮯکند . . .
از خوب ها بیشتر میترسم...!
آخر..!
یک روز تو خوب من بودی ...!
تا کی ؟
تا کی عاشق باشم و از عشقم دور ؟
تا کی اسیر تنهایی هایم باشم و از یارم دور .....؟
تا کی باید به خاطر دوری تو اشک بریزم
و حسرت آن دستهای گرمت را بکشم...؟
تا کی باید از خدای خویش التماس کنم
تا تو را به من برساند ،
نزدیک و نزدیک تر کند تا بتوانم تو را در آغوش بگیرم؟...
تا کی باید صدای غم انگیز آواز مرغ عشق را بشنوم
و دلم برایت تنگ شود؟
تا کی باید غروب پر درد عاشقی را ببینم و دلم بگیرد!
تا کی باید تنهایی به خورشیدی که آرام آرام
به پشت کوه ها می رود را نگاه کنم
وتا کی باید لحظه ها و ثانیه ها را یکی یکی بشمارم
تا لحظه دیدار با تو فرا رسد؟
خسته ام !
یک خسته دلشکسته عاشق بی سر پناه.... عاشقم !
یک عاشق دیوانه سر به هوا
.....
تا کی باید کنج اتاق خلوت دلم بنشینم
و با قلم و کاغذ درد دل کنم؟...
تا کی باید دلم را به فرداها خوش کنم
و پیش خود بگویم آری فردا وقت رسیدن است!
تا کی باید در سرزمین عشاق سر به زیر باشم و
چشمهای خیسم را از دیگران پنهانکنم؟
تا کی باید بگویم که عاشقم ، ولی یک عاشق تنها ،
عاشقی که معشوقش در کنارش نیست!
تا کی باید به انتظارت زیر باران بنشینم
و همراه با آسمان بنالم و ببارم....
و تا کی باید با دستهای خالی
با آغوش سرد ، با دلی خالی از آرزو و امید ،
با چشمانی خیس و شاکی زندگی کنم؟
آری تا کی باید تنها صدای مهربان تو را بشنوم
ولی در کنار تو نباشم عزیزم!
تاکی؟
...
صدای باد را بشنو که آواز کهنه غمگینی می خواند .
می داند که امروز تو را ترک می گویم .
برایم گریه مکن . . .
زیرا قلبم در راهی که می رود خواهد شکست .
خداحافظ عشق من . . .
خداحافظ . . .
خداحافظ ای تنها محبوبم . . .
تا زمانی که مرا به یاد آوری هرگز چندان دور نخواهم بود .
خداحافظ عشق من . . .
همیشه به تو وفادار می مانم .
پس مرا در رؤیایت جای ده تا زمانی که پیش تو باز گردم .
ستارگان را در آسمان ببین .
و آنها به هر کجا که بروند با درخشش خود با من خواهند بود .
و من آرزو می کنم که هر چه زوردتر مرا به خانه راهنمایی کند .
خداحافظ عشق من . . .
این روزهــــا زیادی ساکتــــ شده ام
حرفــــ هایم نمی دانم چــــرا به جای گلــــو ،
از چشــــم هایم بیرونــــ می آیند . . .
راز چشمانت را هیچ کس نفهمید
ولی
من امروز رازش را فهمیدم
راز چشمانت رفتنت بود …
پشت سرت به جای اشک یه کاسه آب می ریزم
حالا که رفتنی شدی سفر بخیر عزیزم...
این آخرین خواهشمه مواظب خودت باش
اونی که جام و می گیره جوونی تو بزار پاش...
اسم من و جلوش نیار، بهوونه ای نگیره
بهش بگو دوستت دارم بزار برات بمیره..
یادته یادگاری نوشتی رو دیواری
که من و دوسم داری و تنهام نمی زاری
حالا می خوایی بری من و بزاری تنها
منم بدون تو می شم بی خیال دنیا
نه که گِله کنم نه
اگر من جاي او بودم
همان يك لحظة اول كه اول ظلم را ميديدم از مخلوق بيوجدان ،
جهان را با همه زيبايي و زشتي، به روي يكدگر ، ويرانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم ، كه در همسايه صدها گرسنه ،
چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم ،
نخستين نعرة مستانه را خاموش آن دم بر لب پيمانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم ، كه ميديدم يكي عريان و لرزان
ديگري پوشيده از صد جامة رنگين، زمين و آسمان را
واژگون مستانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم ، نه طاعت ميپذيرفتم
نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده
پاره پاره در كف زاهد نمايان سبحه صد دانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم، براي خاطر تنها يكي
مجنون صحراگرد بيسامان هزاران ليلي نازآفرين را كو به كو
آواره و ديوانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم، به عرش كبريايي با همه صبر خدايي
تا كه ميديدم عزيز نابجايي ناز بر يك ناروا گرديده ، خواري ميفروشد
گردش اين چرخ را وارونه بيصبرانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم ، كه ميديدم مشوش عارف و عامي
ز برق فتنة اين علم عالمسوز مردمكش ، به جز انديشة عشق و وفا ،
معدوم هر فكري در اين دنياي پرافسانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
چرا من جاي او باشم ؟!
همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي زشتكاريهاي اين مخلوق را دارد
وگرنه من به جاي او چو بودم ، يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
عجب صبري خدا دارد !
تمام خوبـــــی حس مالکیتـــــــ اینه که
از کســــی که دوسشـــــــ داری بپرسی تــــــــــو مال کی هستی؟!
و اون بدون معطلی بگه
فــــــــقط مـــــــــال تــــــــــــــــــــو

پیچکـــ احســآس
همیشـہ همــ "شـاعـرانہ و خیــال انگیــز" نیستـــ
گـاهے میپیچـد دور گلـوے آدمــ "خفــہ اش میکند
گاهی عمر تلف می شود
به پای یک احساس...
گاهی احساس تلف می شود؛
به پای عمر !و چه عذابی می کشد،
کسی که هم عمرش تلف می شود؛
هم احساسش ...
کاش می دانستی چقدر دلم بهانه ی تو رو میگیره هر روز
کاش می دانستی چقدر دلم هوای با تو بودن کرده
کاش می دانستی چقدر دلم از این روزهای سرد بی تو بودن
دلم گرفته
کاش می دانستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدمهایت
گرمی نفسهایت ، ومهربانی تنگ شده
کاش می دانستی چقدر دلواپس تو ام
کاش می دانستی چقدر تنهام ، چقدر خسته ام
و چقدر به حضور سبزت محتاج
و همیشه از خودم می پرسم این همه که من به تو فکر می کنم
تو هم به من فکر می کنی؟

گاهــے بايد نباشــے . . .
تا بفهمــے نبودنت براى چه كســے مهم است
آنوقت است كه ميفهمــے بايد با كه هميشه باشــے !
گر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد
از هر جای دنیا چمدان کوچکم را میبندم راه میافتم
ایستگاه به ایستگاه…
مرز به مرز…
پیدایت میکنم ، کنارت مینشینم
بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…
بــــــاور کن خیلی حـــــــرف است
وفـــــــــادار دســـــــــت هایی باشی ،
که یکبار هم لمســـــــشان نکرده ای…
همیشه دروغ گفتن تلخ نیست....!
بهم بگو دوسم داری......
حسادت می کنم به تو… !
که آسان ، که آسوده فراموش میکنی اما فراموش نمی شوی …
غصه ی دوری دلدار مرا پیرم کرد / غم هجران نگارم ز جهان سیرم کرد
گریه کردم ز فراغت گل من باور کن / که مرا غربت این شهر زمین گیرم کرد
فرهنگ لغتها نیاز به ویرایش دارند ،
برای معنی دلتنگی احتیاج به این همه کلمه نیست ،
دلتنگی یعنی تو !
تمام شهر از بس عاشقی کردند قهارند…
من اما هنوز ناشیانه دوستت دارم !
هرکسی رو می تونستم دوست داشته باشم!
اگر دوست داشتن رو از تو شروع نمی کردم …
رنگین کمان همیشه بعد از باران می آید …
کاش همیشه چشمانم بارانی باشد رنگین کمان من ، شاید تو بیایی !
من کر نیستم ؛
فقط از وقتی صدایت را شنیدم دیگر هیچ صدایی شنیدنی نیست …
میگن لبخند ربطی به مرگ نداره ولی تو بخند تا من برات بمیرم.....!
یک بار از کنار دریا عبور کردی.
یک عمر امواجش برای بوسیدن جای پایت میایند و میروند.
همیشه با من بمان
هیچکس عاشقانه تر از من
نمی تواند تو را بسراید...!
من از خدا خواستم، نغمه های عشق مرا به گوشت برساند
تا لبخند مرا هرگز فراموش نکنی و ببینی که سایه ام به دنبالت است
تا هرگز نپنداری تنهایی. ولی اکنون تو رفته ای ،من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من این است که من شاهد رفتن تو هستم
این روزها
دلم اصرار دارد فریاد بزند!
اما من جلوی دهانش را میگیرم
وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد
این روزها
من خدای سکوت شده ام
خفقان گرفته ام !
تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود
عشق من
کاش همانند این عکس میتوانستم در آغوشت بگیرم ...!
گل من امیدوارم آغوش رقیبم برات گرم باشه......!
عشق من
کاش زود تر از این ها حرف دلمو بهت زده بودم
کاش
...
زمـآن هیـج دردی را دوآ نکــرد..
این مَن بودَم
که به مــرور زمـآن عـآدت کردم..
و بـآ این هـَمه،
چه اجبـآر سخـتی اســت،خــَنده...
و بـآور کنیــد که مـَن خوشحـالــَم!
منتظری چه اتفاقی بیفتد؟
اینکه دلم برایت تنگ شده کافی نیست؟
منتظری چه اتفاقی بیفتد ؟
اینکه از چشمهای شب زده ام بجای باران برف ببارد ؟
منتظری چه اتفاقی بیفتد ؟
اینکه ستاره ها در آسمان برای نیاز نیمه شبم راه باز کنند ؟
اینکه تمام پروانه ها و پرستوهای سرگردان بعد دعاهایم آمین بگویند ؟
نه عزیز دلمهیچ اتفاق مهمی نمی افتد!
جز پژمردن چشمهای سرخ و سیاه من
جز به خاک افتادن ساقه های احساس بچه گانه ام
منتظری بمیرم تا برگردی ؟
اینکه دلم برایت تنگ شده کافی نیست ؟
.........
واقعا نمی دانم که با چه بیانی زیبایی عشق تو را بسرایم.
تمام غم های من با لبخندی که بر لبهای شیرینت نقش می بندد از بین می رود.
تمام شیرینی زندگی ام با کوچکترین غمی که بر چهره تو می نشیند محو می شود.
عشق من لحظه ای نیست که در یاد تو و غرق در خیالت نباشم.
دستانم تشنه دستان تو،شانه هایت تکیه گاه خستگیهایم
به پاکی چشمانت قسم تا ابد با تو میمانم
بی آنکه دغدغه فردا را داشته باشم
چون میدانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
عزیزم دوسـ ـت دارم...
یادمه وقتی کنارم نبودی بهت می گفتم ای کاش کنارم بودی
بهم میگفتی من کنارتم ولی تو منو نمیبینی
بهم میگفتی دستام توی دستت هست
بهم میگفتی دستات چرا اینقدر سرده؟
میگفتی باگرمای دستم سردی دست تو از بین میره
اون موقع خوب با این حرفات یادم میرفت که ازم دوری
فکر میکردم واقعا کنارمی
ولی
الان که تو نیستی و من روی زمین تنها
واقعا احساس میکنم که ازم دوری
واقعا احساس میکنم که تنهام
چون دیگه نیستی که با حرفات ارومم کنی
براش بنویس دوستت دارم آخه می دونی آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد
می برن ولی یه نوشته , به این سادگیا پاک شدنی نیست . گرچه پاره کردن یک کاغذ از
شکستن یک قلب هم ساده تره ولی تو بنویس .. تو ... بنویس
I lOvE yOu
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده
فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...
اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم
باور نمیکنم اینک بی توام
کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی
تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ،
تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم
در حسرت چشمهایت هستم ،
چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده
در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ،
هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت...
میدانستم عاشق بارانی ،
آنقدر اشک ریختم تا خورشید بتابد بر روی سیل اشکهایم ،
تا اشکهایم ابر شود و باران ببارد این اشکهای من است
که بر روی تو میبارد آسمان با دیدن چشمهای من می نالد
عشق همین است و راه آن نفسگیر باز هم میخواهم عشق را با تمام دردهایش،
دردهایی که درد نیست چون دوایش تویی خیالی نیست دلتنگی ها و بی قراری هایش،
چون چاره اش تویی عزیز من تویی، در راز و نیازهایم تنها تویی با تو بودن یعنی همین ،
یعنی من عاشقم بیشتر از تمام عشقهای روی زمین عزیزم خیلی دوستت دارم ،
تنها همین احساس است که در دل دارم این کلام جاودانه را از من بپذیر ،
در روزی که قلبم درونش غوغاست ،
این احساس صادقانه را از من بپذیر ،
در روزی که حال من حال خودم نیست
نمی دانم چرا اینگونه است؟
می بینی اما
دلت بسته به مهر دیگری است
بی اعتنا می گذری
و عاشقانه به کسی می نگری
که دلش پیش تو نیست...
دیکتــــه روزگار
نبودنت را برایم دیـکتــــــه می کنــــد
و نـُمره من
بـاز می شود . . . صــفــــــــر !
هنــــــوز . . .
نـبودنـت را . . . یـاد نگرفتــــه ام
و عشق آن لحظه معنا پیدا میکند که
همدمت اجازه بوسیدن دهد
و تو با نهایت عشقی که در دل داری
بوسه بر پیشانی معشوقه ات بزنی !!!!
دلم حال و هوای تو روا پیدا کرده
حال و هوای بوییدن عطر دل انگیز وجودت
حال و هوای بوسه زدم بر سجده گاهت
تنها دلخوشی من همین تفکرات خیالی است
حیف که به حقیقت نمی پیوندد
آرزوی خوشبختی برایت میکنم....!
آن روزها که با تو بودن برایم آرزو بود
تمام شد !
امروز با تو بودن
یا نبودن فرقی ندارد...
سیگار باشد یک خیابان و برگهای زرد پاییزی...
من میروم تا دود کنم هستی ام را ....!!!
چگونه بگویم ؟
اصلا از چی بگم ؟
از این همه تنهایی ؟
یا از این مرحم تنهاییم که فقط سیگار شده ؟
ولی بدون این مرحم الان جای خالیه تورو واسم پر میکنه .
منو درک میکنه . . . . . !
همون کارایی که تو هیچوقت نکردی . . . !!!!
از خودم دور میشوم
تا به تو نزدیکتر باشم
این روزها . . .
" خیال "
تنها راه با تو بودن است !
دست هایی ست
که از بیم آغـــــوش شدن
توی جیبم محــــکم مشت کرده ام
وقتی عابری که عطر تو را به تن زده
تو نیستی !
این روزها
آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست
که رخت های دلتنگیم را
فرصتی برای
خشک شدن نیست ...!
هوایت که به سرم می زند
دیگر در هیچ هوایی ،،،
نمی توانم نفس بکشم !
عجب نفس گیر است
هوایِ بی تو بودن ...!
من اگه خدا بودم ...!
اینقدر هوای دو نفره رو به رخ تک نفره ها نمیکشیدم ...!
نـتــرس از هجـــــ ـــ ـوم حـضــــــ ــــ ــورم ..!
چــــیزی جــــ ـــ ـز تـــنــهایی با من نیـــستـــــ ـــ ـ ..
رد پاهایم را پاک می کنم
به کسی نگویید
من روزی در این دنیا بودم.
خدایا
می شود استعـــــفا دهم؟!
کم آورده ام ...!
دلـم ...
هنـوز ..
خیس خورده نگاه توست ..!!
نـازش بـدار ..!
که نلغــزد ..
از میان دستهایت ..!!
بار آخر! دست آخر !
من ورق را با دلم بر میزنم !
بار دیگر حکم کن ، اما نه بی دل ! با دلت دل حکم کن ! ... حکم دل ...
هر که دل دارد بیاندازد وسط تا که ما دلهایمان را رو کنیم !
دل که روی دل بیفتد عشق حاکم می شود !
پس به حکم عشق بازی می کنیم
این دل من رو بکن حالا دلت را !
دل نداری ؟! بر بزن اندیشه ات را ...
حکم لازم !!! دل سپردن، دل گرفتن، هر دو لازم...
!!!!!
من به قلبم افتخار می کنم
با آن بازی شد !
زخمی شد !
به آن خیانت شد !
سوخت و شکست !
اما به طریقی هنوز کار می کند . . . !
عشق یعنی با تو گشتن همکلام
عشق یعنی انتظار یک سلام
عشق یعنی دست های رو به دوست
عشق یعنی مرگ در راهت ، نکوست
عشق یعنی شاخه ای گل در سبد
عشق یعنی دل سپردن تا ابد !
تا ابد عاشقتم ...!
زندگی همین است
هر خاطره غروبی دارد...
هر غروبی خاطره ای...
و ما جایی بینِ امید و انتظار...چشم میکشیم تا روزگار مان بگذرد
گاهی هم فرق نمیکند چگونه...
فقط بگذرد
شریکم با تو در این درد،منم مثل تو غم دارم
منم محتاج لبخندم،منم دستاتو کم دارم
از این بازی طولانی،منم مثل تو دلگیرم
در صف اول نمــاز جلوتر از پیش نمــاز می ایستمـ
وهمه به من اقتدا خـواهند کرد....
نمــاز که تمامـ شد همه به سمت من خـواهند آمد...
چـقدر عزیز خواهـم شد...بعد از چند قدم کسی فریاد
برو! ترس از هیچ چیز ندارم!
وقتی یقین دارم بیشتر از من کسی دوستت نخواهد داشت!!
بیشتر از من کسی طاقت کم محلی هایت را ندارد!
برو! ترس برای چه؟
وقتی میدانم یک روز تف می اندازی
به روی تمام انهایی که به خاطرشان
مرا از دست دادی!!!
آخر و عاقبت عشق یک طرفه...
هر چند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم!!!
یاد گرفتم به خاطر یکی که دوسش دارم باید دروغ بگم
یاد گرفتم هیچ وقت هیچ چی ارزش شکستن غرورمو نداره!!!
یاد گرفتم. تو زندگیم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره
هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم!!!
یاد گرفتم گریه های هیچکس رو باور نکنم!!!
یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم!!!
یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم!!ولی زندگی ادامه داره
فَـ ـدآی سَـ ـرَم کِه عآشِــقَم نیـ ـستی...
چیزی کِه زیآدِه ...
جـ ـ ـآ
وآسُـ ـه مُـردَن....
اگه هم نمیریم یه مرده متحرک هستم ...
10
9
8
7
6
5
4
3
2
1
0
دیگر تمام شد.
شمارش معکوس عشقمان هم زده شد...
دیگر شبها با چشمانی قرمز شده از هجوم خواب منتظر
شب بخیر ش نیستم...
دیگر صبحها باچشمان خواب آلود پیام صبح بخیرش رانمیخوانم...
دیگر غروبها شاهد پیامی نیستم که درآن نوشته باشد دلتنگم است...
ببین قلب ساده ام همه چیز تمام شد...
جواب یک عمر عاشقی هایت را درچند کلمه خلاصه کرد
(به هم رسیدنمان ممکن نیست ...خداحافظ)
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!
ببرم بخوابانمش!
لحاف را بکشم رویش!
دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!
حتی برایش لالایی بخوانم،
وسط گریه هایش بگویم:
غصه نخور خودم جان!
درست می شود!درست می شود!
اگر هم نشد به جهنم...
تمام می شود...
بالاخره تمام می شود...!!!
گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ
آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد
گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها
حسرت ها را می شمارم
و باختن ها
وصدای شکستن را
... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم
وکدام خواهش را نشنیدم
وبه کدام دلتنگی خندیدم
که چنین دلتنگــــــــــــــــم
مهربانيت را به دستي ببخش ؛ که مي داني با او خواهي ماند ....
وگرنه حسرتي مي گذاري بر دلي که دوستت دارد ... !!!
به "سگ" استخون بدی ..
دورت میگرده
واست دم تکون میده !!!
من به تو "دل " داده بودم ... لعنتـــــــــــــــــــی !!!!!
گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن...
میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری...
اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟!!!
اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد میگی: نه،هیچی ...
گاهــی باید نباشــی ... تا بفهمــی نبودنت واسه کی مهمه ...
؟! اونوقته که میفهمی بایــد همیشه با کی باشی ....
دلم تنگ شده
براي وقتي كه مي گفتي :دلم واست تنگ شده
دلم تنگه..
براي بودنت
شايدم لبخند خودم
دلم براي همه چيز تنگ شده جز
نبودنت !
برای خیانت ،
هــــزار راه هــســــت اما هـیــچ کــــدام
به انـــدازه تــــظـــاهـــر
به دوست داشتن کــثـیــف نـیـســـت ...
دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم،
آهای جماعت...
میشود کمکم کنید؟؟؟؟؟؟
شما دقیقا چه رنگی هستید؟!
رمانتیک...
این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش !
همین بس که :
نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است ،با تیغِ کُند.
کلاغ جان!
قصه من به سر رسید...
سوار شو!
تو را هم تا خانه ات می رسانم...
همی گویی غمش را در دل نگهدار
نصیحت گو! نمی گویی دلت کو؟
به ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگار
فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست
به نسل های بعد بگویید ...
که نسل ما نه سر پیاز بود نه ته پیاز ...
نسل ما خود پیاز بود ...
که هر که ما رو دید گریه کرد
اﯾﻨﺠﺎ ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ...
ﻣﻬﺮﯾﻪ ﺍﺕ ﺁﺏ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ!
ﻗﺎﺿﯽ ﺟﯿﺮﻩ ﺑﻨﺪﯼ ﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ!
آنچه نقد است فقط جان توست،ﮐﻪ ﻗﺴﻂ ﺑﻨﺪﯼ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ!!!
از دنیـــای ِ واقــعـی و نــامــردیــاش ! پنــــاه آوردیــــم بــه دنیــای ِ مـجــازی !
غــافـل از این کــه ، آســمون ، هـــمون آسـمونــه ...
سعی نکن متفاوت باشی!
فقط "خوب باش"
خوب بودن به اندازه ی کافی متفاوت است...
کارمـــان به جایــی رســـیده که طـــوری بایـــد دلتنـــگ شـــویم
که به کســـی بـــرنخـــورد ..!!
وقتی داریم به یکی فکر میکنیم نیست کنارمون!
وقتی میاد کنارمون باشه
دیگه بهش فکر نمیکنیم!
آحرش نفهمیدم زمان چیو حل میکنه؟
از عذاب بی تو بودن،در سکوت خود خرابم
دوری از صورت ماهت،هر نفس میده عذابم
خاطرات با تو بودن شب و روز میاد بخوابم
اینه آخرین کلامم ،بخدا بی تو خرابم
دیدید این فیلمارو که بچه گم میشه؛ وقتی پدر مادرش پیداش میکنن
نیم ساعت تو بغل همدیگه
گریه میکنن؟؟!
والا ما که بچه بودیم؛ گم که میشدیم بعد از اینکه پیدامون میکردن
نیم ساعت مثل خر کتک
میخوردیم
مامانه به بچه هه می گه : می دونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی !
بچه هه می گه : آره ولی لگدی که زدم تو شیکمش ابتکار خودم بود
آقا ازدواج هم خیلی سخت شده!
خدمت مامانم عارض شدم دنبال یه دختر باش داداش نداشته باشه...
هی میپرسه چرا؟
توضیح دادنش سخته!
نمیخوام زنم عمه باشه
دل نوشته!!!!!!!
آنکه برگشت و جفا کردو به هیچم بفروخت...
به همه عالمش از من نتوانند خرید!!!!!
خدارو شکر نه آرزوی کسی ام نه آویزان کسی
موهایش سپید شده بود
کودکی که یواشکی دفتر خاطراتم را خوانده بود!!!
این چه رسم عجیبیست ؟؟؟؟؟
پیراهنش را من برایش خریدم!!!
دیگری از تنش در آورد!!!
حق با او بود مقصر من بودم
آنقدر گفتم غلامتم
باور کرد مرا فروخت!!!
غیرت دارم روی خاطراتمان....
برای هرکسی تعریفشان نمیکنم....تو فقط مرد باش و انکارشان نکن!!
هی تو لعنتی کاش نجابتش را بهانه رفتنت نمیکردی
تا با دیدن هر هرزه ای به خودش نگوید اگر مثل این بودم او نمیرفت
کنارم گذاشت تا تلخم کند...
حالا شرابی شدم ناب تا حسرتم را بکشد
خطش را عوض کرد من ماندمو دوستت دارم هایی که هیچ وقت ارسال نشد!!!
تو روح اونایی که خودشون ثابت کردن لیاقت ما را ندارند!!!
سلام روزگار...
چه میکنی بانامردی مردمان....
من هم اگربگذارند....
دارم خرده های دلم راچسب میزنمووو
راستی....
این دل دل میشود؟
به سلامتی اونایی که یه روز بدون ما نمیتونستن الان یه روز باما نمیتونن
شما را به ابهت این زمستان سوگند
در برف آهسته گام بردارید
شاید… شاید چشمی پشیمان
رد پایم را دنبال میکند
ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ.ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﻮﯼ.ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯿﺸﻮﯼ.ﺩﻝ ﻣﯿﺒﻨﺪﯼ.ﺗﻨﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻋﺮﯾﺎﻥ
ﻣﯿﮑﻨﯽ.ﻧﻪ ﺍﺯﺭﻭﯼ ﻫﻮﺱ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ.ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺯﺩﯼ ﻣﯿﺮﻭدﻭ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﯽ ﻭﺧﻮﺩﺕ ﺁﻥ
ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻮ ﯾﮏ " ﻫﺮﺯﻩ " ﺍﯼ ﻭﺍﻭ ﮐﻤﯽ "ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﺯﯼ " ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
شاید وجودم به کسی آرامش نده
اما همین که حرص خیلیا رو درمیاره بهم انگیزه میده
جـآ دآره يــآد كـنـيـم از كـسـآيـى كـه زمـآنـى كـنـآر مـآ بـودن و الان ...
كـنــآر مــآ بــُـودن آرزوشـُـونـه ؛ بـه افـتـخـآر خــُـودمـون
" ناشيانه "
كه دل ميبندي!!!
" لاشيانه "
تركت ميكنند
ﮔﺮﮔﯽ ﺯﺍﺭ ﻣﯿﮕﺮﯾﺴﺖ... ﻧﻤﯿﺪﺍﻧَﻢ ﮐﺪﺍﻡ ﮐَﻠﺎﻍ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﺶ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﺗﻮ ﺍﻧﺪ!!!!!
والا با این نوناشون!!!!!!!!
به سلامتی ما مجردا که شب جمعه و خود جمعه و شنبه
و سه شنبه برامون فرقی نداره :|
لامصب هر شب ، شب جمعست برامون!!!
پیشنهاد ظریف به خانوم اشتون....
.
.
.
.
نشست فایده نداره بیا دراز بکشیم
همیشه اونی که کمتر وفا داره بیشتر محبت میبینه
اما اونی که بیشتر عاشقه کمتر وفا میبینه!
اونی که ناز میکنه همیشه محبت میبینه اما
اونی که که محبت میکنه همیشه تنهاست
اینه اون دنیایی که همه عاشقشن..؟
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 3
بازدید هفته : 8
بازدید ماه : 7
بازدید کل : 67864
تعداد مطالب : 85
تعداد نظرات : 15
تعداد آنلاین : 1
Alternative content
FreeCod Fall Hafez